مجله مهدی بلاگ

آیا ممکنه منتظرمهمان عزیزی بود ولی مهیای پذیرش او نبود ؟!

 

البته که غیرممکنه !

 

اما افسوس که ما ؛

 

" غیر ممکن " رو ممکن ساختیم و " ممکن " رو غیر ممکن ... !!!

 

در جایی خوندم :

 

 امام زمان "علیه السلام" آمدنی نیست ، بلکه آوردنی است.

با تشکر از وبلاگ من و فکرهای دوستی


نوشته شده در یکشنبه نوزدهم بهمن 1393 ساعت 10:39 توسط مجله مهدوی | 4 سلام
طبقه بندی: مطالب مهدوی 

بسم رب الحق...

آقای غریبم چه بگویم درحالیکه هرچه هم ک بگویم شاید دروغی بیش نباشد...اگر بگویم دلتنگم شاید پاسخ دهید:کدام رفتار وگفتارت ب یک فرد دلتنگ داغدیده میماند؟!
نمیتوانم بگویم پرده از چهره بیفکن! چرا ک:گله از شما چرا آقا؟این منم ک حجاب رخت شده ام...

برای مطالعه ی ادامه ی مطلب به وبلاگ ♥✿♥آشتی با مهربانترین پدر ♥✿♥ مراجعه فرمائید.


نوشته شده در یکشنبه نوزدهم بهمن 1393 ساعت 10:33 توسط مجله مهدوی | سلام
طبقه بندی: مطالب مهدوی 

پنجره دلت را همیشه روبه سوی خدا باز کن ببین چی میشه؟

با تشکر از وبلاگ انتظار نور


نوشته شده در یکشنبه نوزدهم بهمن 1393 ساعت 10:18 توسط مجله مهدوی | سلام
طبقه بندی: مطالب مذهبی 

با تشکر از وبلاگ در انتظار پدر آسمانی


نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی 1393 ساعت 13:19 توسط مجله مهدوی | سلام
طبقه بندی: مطالب مهدوی 

با تشکر از وبلاگ بقيةالله


نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی 1393 ساعت 13:15 توسط مجله مهدوی | سلام
طبقه بندی: مطالب مهدوی 

تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند. 

حاج اسماعیل دولابی  رحمه الله علیه

با تشکر از وبلاگ یالثارات الحسین


نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی 1393 ساعت 13:11 توسط مجله مهدوی | سلام
طبقه بندی: مطالب مذهبی 

امام زمان(عج) در توقيعي به مرحوم شيخ مفيد مي‌فرمايد:

(ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از شما بر ما پوشيده و مخفي نمي ماند).

(ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و شما را از خاطر نبرده ايم كه اگر جز اين بود دشواريها و مصيبت‌ها بر شما فرود مي‌آمد و دشمنان شما را ريشه كن و نابود مي‌نمودند.

در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليسي و روسي، حملات و هجوم آنان به ملت مظلوم ايران به اوج خود رسيده بود. به همين جهت مرحوم آيت الله العظمي نائيني(قدس سره)بسيار پريشان و نگران اوضاع شيعه بود.

شبي به امام عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ متوسل گرديد و در حال گريه و توسل به خواب رفت، در عالم رؤيا ديوار بزرگي به شكل نقشه ايران را ديد كه در حال سقوط است و عده اي زن و بچه زير آن نشسته اند وضعيت به قدري هولناك بود كه در خواب فرياد كشيد... در اين حال ديد حضرت ولي عصر علیه السلام تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف آن ديوار گرفته و آن را سر جاي خودش قرار دادند و فرمودند:

(اين جا شيعه خانه ماست، مي‌شكند، خم مي‌شود، خطر هست، ولي ما نمي گذاريم سقوط كند نگهش مي‌داريم).

با تشکر از وبلاگ نسیم انتظار


نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی 1393 ساعت 13:7 توسط مجله مهدوی | سلام
طبقه بندی: مطالب مهدوی 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin